عبد الله احمديه
213
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
آمد . حال روحى او بسيار خوب شده بود . سپردم دستورات را تكرار نمايد . و نيز چند دانه حب بلادن دادم كه در صورت كنده شدن سنگ و گير در مجراى حالب و درد ، سه ، چهار دانه از آن را بخورد . بيمار سابق كه اينك سلامتى كامل خود را بازيافته بود مجددا سركارش در تعميرگاه رفت و بدون هيچ درد و كسالتى مشغول كار شد . ديگر مريضهائى كه از بستگان او هستند و پيش من مىآيند هميشه ذكر خير حال او را مىكنند . * * * بيمار ششم * آقاى مهندس ابو الحسن ف . از بيماران سابق من بود كه حدود پنج سال پيش دچار ناراحتى ناشى از سنگ كليه شده بود پس از معالجه و حصول بهبود ، ديگر درمان را ادامه نداد . تا اينكه در اواخر بهمن 1323 به علت كنده شدن سنگى از كليه و گير كردن آن در حالب دچار درد شديد در پهلو گشت . شب را با نهايت درد و سختى گذرانيده بود . صبح به عيادتش رفتم . دستور خوردن حب بلادن و تنقيه آب گرم و كمپرس حولههاى گرم در ناحيه كليه و پشت را دادم . سنگ دفع شد كه مركب از اورات و فسفات بود . آقاى مهندس معالجه را اينبار پيگير شد . « حب سياه » روزى ده دانه و « حب ارمنى مركب » نيز روزى ده عدد و روزى دو استكان آب ترب تجويز كردم . و نيز دستور دادم تخم گشنيز ، خشخاش و خربزه را شيره كشيده و بخورد . بعد از بيست روز پيروى از دستورات سنگ ديگرى افتاد . همچنين همهروزه مقدارى ماسه و رسوب زياد و كدر در بول پيدا شد كه ناشى از تأثير همين داروها بود ، چه پيش از استفاده از اين داروها اين علائم در ادرار ديده نمىشد . در تاريخ 27 / 1 / 24 ادرار صاف و طبيعى گرديد و ديگر رسوب نداشت . به علاوه حال روحىاش بسيار خوب شده بود . زيرا در اثر داروهاى مذكور علاوه بر خرد شدن و دفع سنگ بسيارى از سموم بدن هم خارج گرديده و رنگ بيمار روشن و حال نشاط در او پيدا شده بود . سپردم درمان را ادامه دهند تا باز اگر سنگى در كليه باشد حل شده و دفع گردد و ورم و